تبلیغات
مهندسی مکانیک و هوافضا - مطالب تیر 1395
منوی اصلی
مهندسی مکانیک و هوافضا
هر آنچه که یک مهندس بخواهد اینجا هست!
  • حسین اتحادی سه شنبه 15 تیر 1395 02:59 ق.ظ نظرات ()

    قبل از اینکه بخواهم نحوه ایجاد نمودارهای 2 بعدی رو به شما عزیزان بگم باید یادآوری کنم فرض من بر این هست که شما دوستان مباحث ابتدایی متلب مثل ایجاد بردارها و ماتریس ها و کار کردن با m فایل ها را بلدید. اما ان شاء الله در آینده من ابتدایی ترین مباحث رو هم خدمتتون ارائه خواهم کرد. اما فعلاً نه!

    فرض کنید که می خواهیم نمودار سینوس  را در فاصله بین صفر تا 2*pi رسم کنیم:

    t=0:0.01:2*pi;

    u=sin(t);

    گام متغیر t  را برابر با 0.01 قرار دادم تا وقتیکه نمودار سینوس کشیده میشه حالت شکسته نداشته باشه.

    دستور رسم نمودارهای دو بعدی در متلب دستور plot هستش:

    plot(t,u)

    با اجرای دستور بالا میبینید که نمودار سینوس کشیده میشه.

    دستوراتی که از الان به بعد می گویم حتما باید زیر دستور plot نوشته بشه.

    grid on    یا    grid

    دستور grid on یا grid باعث شبکه بندی صفحه مختصات میشه.

    xlabel('t')

    ylabel('u')

    title('graph u vs t ')

    legend('sin')

    دستور xlabel باعث گذاشتن برچسب بر روی محور x ها میشه. بین دو علامت ' '  هرچی بنویسید در روی محور x ها نشون داده میشه.

    دستور ylabel باعث گذاشتن برچسب بر روی محور y ها، دستور title باعث گذاشتن عنوان بر روی نمودار و دستور legend باعث گذاشتن راهنما در گوشه نمودار میشه. بین دو علامت ' ' هرچی بنویسید همون نشون داده خواهد شد.

    فرض کنید که می خواهید در روی بر چسب محور x علامت ریاضی آلفا یا بتا یا هر حرف یونانی دیگه قرار داده بشه. برای این کار در بین دو علامت ' ' کلمه alpha یا beta را تایپ میکنید و قبلش علامت \ را می گذارید:

    xlabel('\alpha')

    title('\beta')

    حال فرض کنید که می خواهید اندیس بالا یا پایین در روی نوشته هاتون داشته باشید. اندیس پایین با علامت _ ایجاد میشه و اندیس بالا با علامت ^ ایجاد میشه:

    xlabel('x_i')

    legend('R^2')

    اما فرض کنید که می خواهید بر روی برچسب محور x (یا محور y یا در عنوان و یا در راهنما) عبارت R را بنویسید که در اندیس پایین اون عبارت index باشه. شاید فکر کنید باید به صورت زیر بنویسید:

    xlabel(R_index)

    اما با این کار فقط حرف i به صورت اندیس پایین نشون داده خواهد شد. و یا مثلا اگر که بخواهید index اندیس بالا نوشته بشه دستور زیر فقط حرف i را در اندیس بالا نشان میده.

    legend('R^index')

    برای اینکه این دستور درست کار بکنه 2 راه وجود داره که راه اول کمی غیر منطقی به نظر میرسه:

    راه اول:

    xlabel(R_i_n_d_e_x)

    legend(R^i^n^d^e^x)

    این کار برای اندیسهایی که تعداد حروفشون کمه شاید به نظر غیر منطقی نیاد اما اگرکه کلمه اندیس بالا یا پایین 50 حرف باشه غیر منطقیه که بین 50 حرف از _ یا ^ استفاده کنیم. برای همین بهتره از راه دوم استفاده کنیم.

    راه دوم: در این راه عبارت اندیس را بین دو آکولاد قرار می دهیم:

    xlabel(R_{index})

    ylabel(R^{index})

    فرض کنید می خواهید در راهنمای نمودار خود عبارت آلفا به توان سیگما را نشان دهید:

    legend(\alpha^{\sigma})

    سایر علائم و حروف یونانی رو می تونید در قسمت help با جستجوی عبارت text properties در یک جدول کاملی پیدا کنید.

     

    اما متوجه شدید که نمودار وقتی کشیده شد با رنگ پیش فرض یعنی آبی کشیده شد. اگر که بخواهید رنگ نمودار را تغییر دهید باید در همان دستور plot این کار را انجام دهید:

    راه اول: تغییر رنگ به یکی از رنگهای سیاه، سفید، فیروزه ای، قرمز، سبز، آبی، زرد و بنفش.

    plot(t,u,' ')

    بین دو علامت ' ' هر کدام از حروف زیر را که بنویسید رنگ متناسب با حرف نوشته شده تغییر خواهد کرد:

    c : فیروزه ای

    m : بنفش

    b: آبی (که اگر نوشته نشود هم رنگ آبی پیش فرض می باشد)

    r: قرمز

    g: سبز

    k: سیاه

    w: سفید

    y: زرد

    برای مثال می خواهید رنگ نمودار قرمز شود:

    plot(t,u,'r')

    راه دوم: می خواهید از رنگهای ترکیبی دیگر استفاده کنید:

    plot(t,u,'color',[r g b])

    به جای سه عدد r و g و b  باید عددی بین 0 و 1 وارد کنید. عدد مربوط به r معرف رنگ قرمز، عدد مربوط به g معرف رنگ سبز و عدد مربوط به b معرف رنگ آبی میباشد. مسلما اگر سه عدد را به صورت [0 0 1] قرار دهید رنگ به صورت قرمز خواهد شد و اگر هر سه را برابر با 1 قرار دهید مشکی و اگر هر سه را برابر با 0 قرار دهید سفید خواهد شد. پش با انتخاب سه عدد بین 0 و 1 میلیونها رنگ می توانید داشته باشید:

    plot(t,u,'color',[1 0.2 0.06])

    بار دیگر به دستور ابتدایی بر می گردییم. مشاهده کردید که وقتی نمودار را کشیدید با یک ضخامت پیش فرض نمودار برای شما کشیده شد. اگر که بخواهید ضخامت را هم عوض کنید باید از دستور LineWidth در دستور plot به صورت زیر استفاده کنید:

    plot(t,u,'LineWidth',a)

    یا

    plot(t,u,'g','LineWidth',a)

    یا

    plot(t,u,'color',[1 .03 .5],'LineWidth',a)

    منظور از a عددی است که ضخامت خط نمودار را  تعیین می کنه مثلا a=2:


    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی سه شنبه 15 تیر 1395 02:58 ق.ظ نظرات ()

    کدهای متلب :


    clear all
    close all
    clc

    x = linspace(-2,2,20);
    y = 1./(x+(1-x).^2);
    p = polyfit(x,y,3);
    xx = linspace(-2,2,100);
    plot(x,y,'.',xx,polyval(p,xx),'-','MarkerSize',30,'LineWidth',2)

    نتیجه :

    مثال شماره 16

    منبع کدها :

    کتاب MATLAB Guide - D.J. Higham - second edition - صفحه 161 از فایل pdf کتاب

    آخرین ویرایش: - -
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی سه شنبه 15 تیر 1395 02:56 ق.ظ نظرات ()

    کدهای متلب :


    clear all
    close all
    clc

    x = [0 pi/4 3*pi/8 3*pi/4 pi]; y = sin(x);
    xi = linspace(0,pi,40)';
    yn = interp1(x,y,xi,'nearest');
    yl = interp1(x,y,xi,'linear');
    ys = interp1(x,y,xi,'spline');
    yp = interp1(x,y,xi,'pchip');
    xx = linspace(0,pi,50);
    plot(xi,yn,'*', xi,yl,'+', xi,ys,'v', xi,yp,'o')
    legend('nearest','linear','spline','pchip')
    hold on
    plot(xx,sin(xx),'-',x,y,'.k','MarkerSize',30)
    set(gca,'XTick',x)set(gca,'XTickLabel','0|pi/4l3pi/8|3pi/4|pi')
    set(gca,'XGrid','on')
    axis([-0.25 3.5 -0.1 1.1])
    hold off

    نتیجه :

    مثال شماره 17

    منبع کدها :

    کتاب MATLAB Guide - D.J. Higham - second edition - صفحه 163 از فایل pdf کتاب

    آخرین ویرایش: سه شنبه 15 تیر 1395 02:58 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی جمعه 11 تیر 1395 10:13 ب.ظ نظرات ()

    طیف عدد موج [۱] بیانگر سهم انرژی ادیهایی با اندازه های مختلف (در مقابل ادیهای با فرکانسهای مختلف برای طیف فرکانسی) در انرژی جنبشی اغتشاش می باشد. طیف عدد موج را نمی توان براحتی مستقیماً با استفاده از وسایل موجود اندازه گیری بدست آورد. در عمل آنرا با استفاده از تبدیل فوریه تابع ارتباز مکانی و با استفاده از فرضیه ی تیلور و طیف فرکانسی بدست می آورند.

    طیف عدد موج یک و چند بعدی


    در صورتی که اندازه گیری های لازم جهت محاسبه ی طیف مورد نظر در یک بعد انجام گیرند به آن طیف، طیف یک بعدی و در صورتیکه در سه بعد انجام گیرد به آن طیف سه بعدی می گویند. طیف فرکانسی یک طیف یک بعدی می باشد.

    درمورد طیف یک بعدی عدد موج متاسفانه بایستی اذعان داشت که استفاده از آن مناسب نبوده و می تواند تا حدی گمراه کننده باشد. این امر بدلیل سه بعدی بودن جریان مغشوش در فضای مکانی (یا عدد موج) است.

    به عنوان مثال طیف های یک بعدی عدد موج اندازه گیری شده معمولاً دارای مقادیر محدودی در مبدا مختصات (k = 0) می باشند که طبیعتاً نمی تواند به سهم انرژی ادیهای با عدد موج صفر تلقی گردد.این امر بدلیل پدیده ای به نام aliasing اتفاق می افتد.


    شکل
    

    توابع ارتباط مکانی اندازه گیری شده در یک جهت x نه تنها متاثر از اثر ادیهای با سایز k که در جهت x حرکت می کنند می باشند بلکه از ادیهایی با k بیشتر که در مایل نسبت به x حرکت می کنند نیز می باشند و لذا طیف انرژی در k در برگیرنده سهم انرژی ناشی از تمامی ادیهای با k های بزرگتر که در جهات دیگر حرکت می کنند نیز می باشد. مشکل aliasing در اعداد موج بالا جدی نبوده . چه اینکه ادیهای کوچک تقریباً دارای اندازه مساوی در تمامی جهات می باشند.(isotropy)

    به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

    آخرین ویرایش: جمعه 11 تیر 1395 10:15 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی جمعه 11 تیر 1395 10:04 ب.ظ نظرات ()
    بعید میدونم تا بحال مفهوم سری فوریه و فضای فرکانسی رو به این زیبایی درک کرده باشید . پیشنهاد میکنم مطلب زیر رو از دست ندید .

    وقتی بچه بودیم، از کنار هم گذاشتن تکه های کوچک، شکل های مختلف می ساختیم. اگر زرنگ بودیم، وقتی  به مستطیل نیاز لگو سری فوریداشتیم و لگو مستطیل را نداشتیم. مثل شکل زیر با دو مثلث قائم الزاویه یک مربع و با دو تا مربع یک مستطیل می ساختیم. می توانستیم لوزی یا ذوزنقه هم با مثلث بسازیم. خلاصه مثلث، پایه ی تمام شکل های ما بود.
    اگر یک شکل را با مثلث نمی توانستیم، بسازیم نگاه می کردیم، که پایه لازم برای ساختن آن شکل چیست. خلاصه شکل های مورد نظر خود را از کنار هم گذاشتن قطعات پایه می ساختیم.

    تا اینکه رفتیم راهنمایی و دبیرستان، توی دبیرستان بردار یاد گرفتیم. دوباره به ما گفتند، همه بردارهای روی صفحه را می توان با کمک دو بردار پایه ساخت. ( بردار های فضائی را با سه بردار پایه و بردار های n بعدی را با n  بردار پایه می توان ساخت.) مثل شکل زیر که ساخت بردارهای دو بعدی را به کمک بردارهای پایه نشان می دهد. قبول دارید که با هزاران بردار قرمز به تنهایی نمی توان بردار آبی را ساخت. چون وقتی با چند بردار قرمز به جلو رفتیم، باید راهمان را کج کنیم و عمود بر مسیر قرمز برویم. یعنی از یک بردار عمود بر بردار قرمز استفاده کنیم. بردارهای پایه ما باید عمود برهم ( متعامد ) باشند.
    اما نمی دانم چرا بعضی از ما فکر نمی کردیم لگو بازی می کنیم، یادگرفتنش برای ما سخت شده بود. در حالی که این بار برای مان 
    بردارفایده داشت. ما برای جمع، تفریق و یا ضرب دو بردار کج و بی قواره، کافی بود با دو بردار کوچولوی قشنگ کار کنیم و فقط  چند عدد را با هم جمع یا در هم ضرب کنیم، که آن را هم کلاس سوم دبستان یاد گرفته بودیم.
    بله حق با شماست، ما فایده جمع ، تفرق و ضرب دو بردار را نمی دانستیم. یا هم فکر نکرده و یا دوست نداشتیم بدانیم چه کاربردهایی دارد. باور کنید از صنعت اتومبیل، هواپیما، کشتی، ساختمان، نجوم و ماهواره گرفته تا بازکردن یک پیچ و زدن یک مشت توی یک دعوا  کاربرد دارد.
    رفتیم دانشگاه و یک روز سر کلاس ریاضی مهندسی استاد درس بی مقدمه فرمول های زیر را روی تخته نوشت. گاهی هم نیم نگاهی به کاغذهای دستش می کرد، انگار او هم در طول عمرش جز نوشتن روی تخته، این فرمول ها به کارش نیامده بود. خیالمان راحت شد که دوای یادگرفتن این فرمول ها یا تقلب است و یا با هر جون کندنی حفظ برای دو ساعت جلسه امتحان.

    به ادامه ی مطلب مراجعه کنید

    آخرین ویرایش: جمعه 11 تیر 1395 10:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی جمعه 11 تیر 1395 04:54 ب.ظ نظرات ()

    دستور pcolor در متلب، برای ترسیم مقادیر یک ماتریس، به صورت شبه رنگی (شطرنجی)، به کار می رود، به این صورت که عناصر ماتریس، به صورت شطرنجی، نمایش داده می شوند و متناسب با مقدار هر عنصر، درون خانه متناظر با آن عنصر، با یک رنگ پر می شود. به مثال زیر توجه کنید :

    مثال

    clear all
    close all
    clc
     
    x=-10:0.5:10;
    y=-10:0.5:10;
    L=length(x);
    z=zeros(L,L);
    for nn=1:L
        for mm=1:L
            z(nn,mm)= -sqrt(x(nn)^2+y(mm)^2);
        end
    end
     
    pcolor(x,y,z)
    xlabel('x')
    ylabel('y')

    دستور length ، برای تعیین طول یک بردار به کار می رود. از دو حلقه for ، برای ساخت ماتریس z بر حسب x و y های مختلف، استفاده کرده ایم.

    نتیجه :

    رسم مقادیر یک ماتریس دو بعدی به صورت شبه رنگی (شطرنجی) با دستور pcolor در متلب
    منبع : کلیدستان
    آخرین ویرایش: جمعه 11 تیر 1395 04:55 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی جمعه 11 تیر 1395 02:27 ب.ظ نظرات ()

    دستور drawnow برای بهنگام نمودن پنجره مورد استفاده قرار می گیرد. بطور كلی در هنگاممتحرك سازیبعد از هر مرحله رسم باید cpu را آزاد كرد . 

    در واقع این دستور مشابه دستور pause میباشد . با این تفاوت که دستور pause فاصله ی دو پلات را در بازه ی زمانی دلخواه ما تنظیم میکند ولی دستور drawnow در سریع ترین زمان ممکن ( با توجه به قدرت CPU ) این کار را انجام میدهد.

    کدهای متلب :


    clear all
    close all
    clc

    x = 0:(pi/48):pi;
    ropeheight = sin(x);
    line_handle = plot(x,ropeheight);
    axis([0 pi -1.1 1.1]);
    grid on;
    set(line_handle,'LineWidth',3,'EraseMode','background');
    for phi = 0:pi/64:10*pi
        set(line_handle,'ydata',cos(phi)*ropeheight);
        drawnow;
    end

    نتیجه :

    نتیجه به صورت انیمیشن می باشد. آخرین تصویر انیمیشن :

    مثال شماره 14
    آخرین ویرایش: جمعه 11 تیر 1395 02:33 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی دوشنبه 7 تیر 1395 12:54 ب.ظ نظرات ()
    1-1-عملیات ریاضی ساده
    مثال: محاسبه یک عبارت:
        راه اول: 
    >> 4*25 + 6*22 + 2*99 
        ans=
                430

    1-2-عملیات ریاضی ساده
    مثال: محاسبه یک عبارت:
        راه دوم:
     >>a=25;
     >>b=22; c=99; 
     >>d=4*a+6*b+2*c
         d=
            430
     >>
     به ادامه مطلب مراجعه کنید 
    آخرین ویرایش: جمعه 11 تیر 1395 02:34 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی پنجشنبه 3 تیر 1395 04:13 ب.ظ نظرات ()
    حقیقت می تواند شیرین و لذت بخش باشد، به شرط اینکه تصمیم گیری های هوشمندانه پس از آن برای اصلاح یا بهبود مسیر وجود داشته باشد.
    همچنین می تواند تلخ باشد برای آن دسته از عزیزانی که در مقابل حقایق مقاومت می کنند.

    لحن توضیحات، صریح و دوستانه و صادقانه خواهد بود، زیرا انتظار مخاطب این نکات نیز همین است.

    همانطور که خوب می دانید، از نکات برجسته رشته هوافضا در سال های 1380 تا 1386 تعداد دانشجویان و فارغ التحصیلان کم آن بود و به همین علت بازارکار کوچک و محدود آن به چشم نمی آمد و این کم بودن از لحاظ کمیت، یک مزیت بزرگ محسوب می شد. 

    اما در سال های قبل از 1390 ورق کاملا برگشت ! تعداد فارغ التحصیلان به 10 برابر موقعیت های شغلی موجود در آن دوره بدل شد، البته تا سال 1390 آنقدرها هم زنگ های هشدار به صدا در نیامده بود چون اندک افرادی توانستند موقعیت های شغلی مربوطه را کسب کنند. تا اینکه پس از سال 90 شرایط به طرز عجیبی تغییر کرد و تعداد فارغ التحصیل با توجه به همین بازار کار کوچک، بسیار بسیار بیشتر از حد معمولی شد تا اینکه به شرایط فوق بحرانی رسید.

    نکته 1 : دیگر نمی توان گفت که تعداد فارغ التحصیلان این رشته کم است. در مقایسه با موقعیت های صنعتی محدود تعداد فارغ التحصیلان بسیار فراتر از حد فوق اشباع می باشد.

    نکته 2 : در ایران بیش از 5000 فارغ التحصیل هوافضای بیکار داریم. دیگر بقیه مسائل مربوطه در مورد اشتغال را خودتان پیش بینی کنید.

    اما با وجود این حجم از فارغ التحصیلان و بیکاران هوافضایی، برای چه هنوز هم افراد را به هوافضا تشویق می کنند ؟ شاید این سوال در ذهن شما هم باشد. جواب آن ساده است !
    برای گرفتن پاسخ، ابتدا باید دید که چه کسانی افراد را به هوافضا تشویق می کنند.
    اگر خوب دقت کنیم، می بینیم دو گروه مردم را به هوافضا تشویق می کنند :

    1. کسانی که از این اوضاع خراب سود می برند، مانند موسسات آموزشی و همینطور گروه های هوافضایی تازه تاسیس در دانشگاه هایی نظیر پیام نور و غیره .
    2. افرادی که تازه وارد هوافضا شده اند و یا در اواسط راه هستند اما دید دقیقی نسبت به آن ندارند، دوست دارند رشته ای که در آن هستند را بی دلیل تبلیغ کنند. تنها چیزی که دوست دارند از آن کسب کنند یک حس خودبرتر بینی کاذب می باشد که البته این حس هم دوام چندانی ندارد.

    در مورد گروه اول تبلیغاتی های هوافضا یک مثال بزنم.
    برای مثال "موسسه آموزشی پارسه" در توضیحات هوافضا آورده است که "با وجود گسترش ترافیک هوایی و تعداد مسافران، نیاز به مهندس هوافضا بیشتر می شود". خب همین جمله کافی است که بدانیم این موسسه هیچ چیزی از هوافضا نمی داند و حتی قادر به تشخیص بین یک مهندس هوافضا و یک کنترلر هوایی در فرودگاه نمی باشد.
    پارسه یک مثال بود، مدرسان شریف و تمامی موسسات آموزشی بلااستثنا اینگونه هستند. اگر برای مثال به جزوات پر از غلط مدرسان شریف نگاهی بیندازید متوجه عمق ناآگاهی آن ها خواهید شد.
    اما آن ها از شما سود می برند، تا زمانی که افراد از حقایق شغلی هوافضا آگاه نباشند و وارد این رشته شوند، بازار و درآمد موسسات خدمات آموزشی هم وجود دارد وگرنه بدون شما ها آن ها مجبورند تغییر شغل دهند و دیگر نمی توانند از شما سوءاستفاده کنند.

    نکته 3 : اکثر افرادی که حقایق فاجعه آمیز اشتغال و صنعت هوافضا را در ایران سانسور می کنند و در مقابل دست به تعریف و تمجید غیرواقعی از آن می زنند، از این راه به سود مالی می رسند. یعنی با سوءاستفاده از شما صاحب پول می شوند. پس دروغشان را باور نکنید و سعی کنید نه تنها خود را، بلکه دیگران را از افتادن در دام آن ها نجات دهید.

    عده ای دیگر ناراحت می شوند و می گویند : خب حالا ما مدت زیادی است که وارد هوافضا شده ایم، دانستن این ها چه سودی برایمان دارد.
    پاسخ این است که اگر مدت کمی وارد آن شده باشید می توانید تغییر مسیر بدهید اما اگر مدت زیادی مشغول به تحصیل آن هستید بهتر است با مطالعه مقالات موجود و روشنگرانه در سایت های معتبر، حداقل یک گرایش خوب انتخاب کنید که کم تر ضرر ببینید.

    نکته 4 : اگر مدت زیادی است که وارد تحصیل رشته هوافضا شده اید، حداقل انتخاب های عاقلانه تری را داشته باشید. یک راهنما در این رابطه در انجمن Asec توسط اینجانب به نگارش در آمده است، مطالعه آن می تواند به شما برای انتخاب بهتر کمک کند و در آینده شغلی شما تاثیر مستقیم دارد.

    در جای دیگری به شما گفته می شود که دانشجوی هوافضا توانایی انجام کارهای مکانیکی را دارد، و سپس لیستی به شما داده می شود که پس از فارغ التحصیلی، اگر مشاغل هوافضایی وجود نداشته باشند می توانید وارد آن مشاغل مکانیکی شوید. در ظاهر خوب است. اما در حقیقت آن ها از حقیقت مدرک گرایی غافل شده اند. مطمئن باشید که در صنعت بسیار غیرعادی است که صاحبان مشاغل و مسئولین استخدام برای موقعیت های مکانیک بیایند یک مهندس مکانیک را استخدام نکنند و بجایش هوافضا را جذب کنند. در مشاغل مکانیک، اولویت با مهندس مکانیک است کمااینکه موقعیت های شغلی مکانیک بسیار گسترده می باشند. 

    نکته 5 : پس از فارغ التحصیلی از هوافضا، موقعیت های جذب هوافضا وجود ندارند یا بی نهایت محدود هستند، از طرفی در مشاغل نفت و گاز و مشاغل مکانیک، اولویت با فارغ التحصیلان آن رشته ها می باشد و نه با هوافضا.

    اخیرا اطلاعاتی نیز از سایت هایی نظیر ایران تیلنت منتشر می شود که موقعیت شغلی و درآمدی هوافضا را معرفی می کند. خب ... چند سالی است که آن مرکز دست به پخش اطلاعات مکانیک بجای هوافضا می زند. پس اطلاعات درآمدی منتشره مرتبط با مکانیک می باشد و نه هوافضا.

    در مهندسی هوافضا برای فارغ التحصیلان هر از چند گاهی دو موقعیت محدود پیش می آید. یکی موقعیت غیرنظامی تحت عنوان استادی در دانشگاه های تازه تاسیس یا مراکز دانشگاهی که به تازگی هوافضا آورده اند. دیگری خدمت در مراکز نظامی است. در مورد استادی دانشگاه، از لحاظ در آمدی تعریفی ندارد. شما می تواند در رده های مربی و استادیار جذب دانشگاه شوید. البته چون شرایط استادی تعریفی ندارد معمولا به عنوان شغل موقت در رده مربی به آن تمایل پیدا می کنند و در دانشگاه تدریس می کنند. موقعیت نظامی نیز شامل استخدام در مراکز نظامی می باشد. در قدیم الایام از طریق ستاری و مالک اشتر میسر بود اما امروزه از طریق دانشگاه جامع امام حسین (ع) این امر ممکن است.

    نکته 6 : برای جذب شدن در مراکز غیرنظامی تنها گزینه موجود گزینه جذب به عنوان تدریس در دانشگاه می باشد. یعنی شما امروز درس می خوانید، فردا استاد می شوید و تدریس می کنید، و پس از آن دانشجو استاد می شود و درس می دهد. یک دور باطل که ادامه خواهد داشت. با یک موقعیت درآمدی نامطلوب و کم.

    نکته 7 : برای جذب شدن در مراکز نظامی، امروزه اولویت اول با دانشگاه جامع امام حسین (ع) می باشد و پس از آن صرفا در حرفه صلاحیت های پروازی اولویت با دانشگاه شهید ستاری. یعنی فقط همین دو دانشگاه. البته این موقعیت ها هم با وجود درآمد کافی، مانند گذشته زیاد نیستند و هر از چندگاهی موقعیت جذب پیش می آید اما بهترین انتخاب در هوافضا می باشد.

    نکته 8 : وقتی گفته می شود در ایران نیاز به انجام فلان برنامه است، معنی اش این نیست که منتظر هستیم دانشجو بیاید درس بخواند و سپس برایمان آن پروژه را انجام دهد. معنی اش این است که ما پرسنل به اندازه ی کافی داریم و همینطور یک تعداد محدود از فارغ التحصیلان قدیمی و اساتید پرسابقه مدت زیادی است که روی آن مشغول بوده اند و هم اکنون هم یا به نتیجه رسیده اند یا در ماه های آتی به نتیجه می رسند. به هیچ وجه معنی اش این نیست که خلا آن توسط دانشجو حس می شود.
    منبع : http://asec.ir/
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 تیر 1395 05:58 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • حسین اتحادی پنجشنبه 3 تیر 1395 04:01 ب.ظ نظرات ()
    این کامنت رو یکی از دوستان تو سایت asec.ir/ گذاشته بود . به نظر من صحیح بود . خواستم دوستان در جریان باشند .
    یک نظری رو خدمت همه دوستان عزیزم عرض می کنم که نظر شخصی هست خیلی رک و صریح :
    – اگر به دنبال شرایط شغلی هستید و مشکل سربازی ندارید با لیسانس (خصوصا لیسانس مکانیک) وارد بازار کار بشید
    -اگر به دنبال شرایط شغلی هستید و مشکل سربازی دارید میتونید در دوره فوق از کسری خدمت استفاده کنید که راحت تر وارد بازار کار بشید و قطعا داشتن مدرک مکانیک به علت جامعیت بیشتر برای پیدا کردن کار ارجحیت داره به مدرک هوافضا ، برای دوستانی که لیسانس مکانیک دارن اگر فوق هوافضا داشته باشن میتونن اگر کار مناسب پیدا نکردن با همون لیسانسشون اقدام کنن برای کار…(پس از روز اول پروژه کسری خدمت رو فراموش نکنید)
    -اگر به دنبال خارج رفتن هستین(که تقریبا اکثرا هستن ولی در واقعیت عده ی زیادی نمیتونن برن) ، بهتره اعتبار دانشگاه ارشدتون بالا باشه و رزومه خوبی باید در ارشد ایجاد کنید و بهتره برای دکترا برید خارج نه ارشد و مکانیک خوندن هم باز بهتره گرچه تعداد زیادی از بچه های هوافضا هم کشورهای مختلف حتی امریکا رفتن البته اکثرا برای دکترای رشته مکانیک اپلای گرفتن
    -اگر عاشق علم و پژوهش هستین و یا درس دادن تقریبا انتظار مادیات براتون باید تا حد زیادی حذف بشه و میتونید هم داخل هم خارج ادامه تحصیل بدید بیشتر دنبال دانشگاه های با امکانات خوب باشید مثل دانشگاه های تهران و اصفهان و دانشگاهی رو انتخاب کنید که برای دکتراتون احتمال پذیرشتون بالا بره (یعنی دکترای گرایشتون رو داشته باشه و ورودی دکترا هم در سالهای اخیر داشته باشه)
    -دوستانی که کار و درآمد براشون خیلی مهمه و چاره ای جز هوافضا خوندن فعلا ندارن از ساعت و روزی که ارشدتون شروع شد دنبال کار باشید هرجا که شد ساعتی و … درس و پایان نامه رو هم به صورت پیچوندن پیش ببرید!
    -دوستانی که با استخدام در جاهای نظامی مشکل دارید و مجبورید هوافضا بخونید به دنبال شرکت های دانش بنیان و درآمدهای ایده محور هوافضایی باشید شاید دور از ذهن باشه ولی شدنیه اگر زود شروع کنید نه بعد از فارغ التحصیلی
    – دوستانی که مشکل مالی ندارند میتونن شبانه بخونن ولی اگر میبینید مشکل مالی دارید و برای داشتن “مدرک خالی” میخواید خودتون و خونوادتون رو به زحمت بندازید به نظر من خیلی اشتباس خصوصا در هوافضا مگر اینکه برنامه ریزی کاملی تو ذهنتون باشه
    -دوستانی که تحمل فضای دانشگاه های خاص(البته فضاش خیلیم عجیب غریب نیست ولی شاید برای بعضی ها سخت باشه) رو ندارن نرن چون بعد پشیمون میشین
    آخرین ویرایش: پنجشنبه 3 تیر 1395 05:59 ب.ظ
    ارسال دیدگاه